عشق،امیدو افتخار به وطن


مصاحبه با آقای علی فرجی از علاقمندان

به حفظ و احیای نژاد مرغ مرندی

 

مقدمه:

مرغ مرندی یکی از نژادهای مهم و اصیل و در حال انقراض دنیا شناخته شده است که خواستگاه آن شهر مرند در استان آذربایجان شرقی است بخصوص بعد از ثبت  آن در دایرةالمعارف جهانی طیور به کوشش آقای دکتر کیا انصاری موجب گردید تا مجددا نگاه اهالی کشاورزی و دامداری دنیا و کشور را به خود جلب نماید.

اما متاسفانه دید مثبتی نسبت به احیا این نژاد توسط مسئولین محترم صورت نگرفته است هر چند که در ماههای اخیر قولهای مساعدی از سوی مسئولین ذیربط شهر مرند برای احیای این نژاد در حال انقراض داده شده است که امیدواریم با همت جمعی شاهد احیا و گسترش نسل این مرغ بومی که هم ازنظر  غذایی و هم از نظر زینتی میتواند از ابعاد اقتصادی ،گردشگری و فرهنگی برای شهر مرند و استان و حتی کشورمان اثر گذار باشد.

به همین منظور به اتفاق دو تن از اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دکترطباطبایی ودکتر باغبان که متخصص درحوزه کشاورزی میباشند به محل نگهداری تعداد محدودی از این گونه در حال منقرض رفتیم و درآنجا گپ و گفتگوی دوستانه و صمیمانه با یکی از کسانیکه زندگی و عمر جوانی خودش را در این راه هزینه کرده انجام دادیم که شنیدن داستان عشق این جوان در راه حفظ و احیای نژاد مرغ مرندی بسیار شنیدنی است.

امیدوارم با دید مثبتی که جدیدا مسئولین مدیریت محترم اداره کشاورزی مرند بخصوص آقای مهندس رحیم زاده دارند شاهد ایجاد مرکز تحقیقاتی نژاد مرغ مرندی به کمک بخش خصوصی از جمله خود آقای فرجی باشیم...

 

آقای فرجی خودتان را معرفی کنید و بگویید که چگونه علاقمند به نگهداری و تلاش برای حفظ نژاد مرغ مرندی شدید؟ ضمنا چه انتظاری از مسئولین دارید؟

 

بنده علی فرجی 28 ساله اهل روستای دیزج قربان و ساکن شهرستان مرند هستم. اوایل کودکی را تا پایان پنجم ابتدایی با خانواده در روستا بسر می بردیم. پدر و مادرم کشاورز بودند. بخاطر روستانشین بودنمان ازاول حیواناتی هم داشتیم مثل گوسفند، گاو، سگ،و مرغ و خروس .

بخاطر خشکسالی و برخی مسائل دیگر زیاد نتوانستیم در روستا بمانیم. بنابراین در اطراف مرند خانه ای خریدیم و ساکن مرند شدیم .ولی حیوانات را رها نکردیم و با خود به شهر آوردیم.

ده بیست تایی مرغ داشتیم از انواع مرغهای محلی و جهادی و . . . البته بعدها من خودم چندتا هم مرغ و خروس لاری خریداری کردم.

 

 

کار رسیدگی به مرغ و خروسها از همه لحاظ بر عهده من بود .وقتی مریض میشدند به دامپزشک میبردم، آب و دانشان میدادم و خلاصه همه گونه کار که از دستم بر می آمد برایشان می کردم.

خدا بیامرز مادرم همیشه ناراحت میشد که من انقدر به مرغها میرسم که به درس و مشقم نمیرسم. ولی بعد از فوت مادرم چون ضربه روحی شدیدی خورده بودم، همه مرغ و خروسها را فروختم. چون دیگر نمی توانستم به آنها برسم.

بعد از پایان دوران دبیرستان به خدمت سربازی رفتم. در اواسط خدمت پدرم را نیز از دست دادم. بعد از پایان خدمت در کارخانه سیمان صوفیان مشغول به کار شدم. بعد از چند ماهی ازدواج کردم. تقریبا حدود دو سال در خانه پدری بودم.


 

یکبار به جمعه بازار رفته بودم آنجا مردی بود که داشت در مورد مرغ مرندی صحبت می کرد و اینکه نسلش در انقراض است و مشخصاتش این است که ریش دار و پاپر دار و لاله گوش سفید و رنگش سیاه متمایل به سبز رنگ است. آن مرد میگفت در مرند و حومه شاید به سختی بتوان اصیلش را پیدا کرد و اگر هم پیدا شود جفتی پانصد هزار تومان است، اینکه این مرغ اصالتا مال مرند است به همین خاطر به مرغ مرندی معروف است .

با خودم گفتم مرند مرغ به این قشنگی دارد و هیچ مرندی از این مرغ ندارد؟ در حال انقراض است؟محال است بگذارم.


واقعا زجرآور است که حیوان به این زیبایی و پرارزشی با نهایت بی دقتی و بی توجهی از بین برود. آدم عذاب وجدان میگیرد. جاهای خیلی زیادی سر زدم مرند، روستاهای اطراف، مزرعه های حومه و خلاصه هرجا که می شنیدم مرغ مرندی در فلانی هست می رفتم.

چون خانه پدری بزرگ و جادار بود با تشویق همسرم تصمیم به خرید چندین جفت مرغ و خروس گرفتم و بالاخره هم خریدم، که در بین آنها یک جفت هم مرغ مرندی گرفتم.آن هم جفتی 400 هزار تومان. ولی خروس آن اصل نبود یک خروس خال خالی سفید و قهوه ای و سیاه بود ولی مرغش اصل اصل بود.

خدا خدا میکردم که مرغ مرندی تخم بگذارد چون یکی دیگر از مرغهایم در حال کرچ بود، تخم مرندی را با آن مرغ دربیاورم. ولی از شانس بد من مرغ عقیم بود و طی 7 ماهی که از آنها نگهداری کردم حتی یک تخم مرغ  هم از آن ندیدم.

بعد چندین جفت نیز مرغ زینتی و لاری خریداری کردم.بعد تصمیم گرفتم یک دستگاه جوجه کشی تهیه کنم تا تخم هایی که از حیواناتم میگیرم را در دستگاه به جوجه تبدیل کنم. ولی دستگاه تمام دیجیتال خریداری شده خیلی مشکل داشت.

 

کتابهای زیادی میخواندم سایتهای گوناگونی را راجع به علاقمندیهایم میدیدم تا مشکلات کارم را پیدا کنم و راه بیوفتم.

هرچند وقت یکبار با توجه به مطالعاتی که داشتم یک قسمت آن را تغییر دادم ولی باز هم جواب نداد. دوستان و آشنایان علاقه مند به جوجه کشی تخم میدادند تا در دستگاه بگذارم ولی چندین بار پیش آنها شرمنده میشدم.


تااین که یکروز بعد از تغییرات اساسی که در دستگاه دادم بالاخره اولین جوجه دستگاه متولد شد. یکدفعه جرقه ای در ذهنم زد مشکل دستگاه را پیدا کرده بودم. تصمیم گرفتم تمام اجزای آن را جدا کنم و دوباره با اطلاعاتی که داشتم بسازم. و بالاخره هم موفق شدم.

مزد آن همه تلاش و شکست و پشتکار خود را یافتم. چه تخم مرغ هایی که با قیمت های بالا و با زحمات فراوان جمع آوری میکردم تا دستگاه جواب دهد ولی موفق نمیشدم. بعد از دوسال زندگی در خانه پدری به جمع مستاجرین پیوستیم.

ولی خانه ای که برای اجاره میخواستم باید با تمام شرایط من هم از لحاظ زندگی و هم از لحاظ کارم در زمینه جوجه و مرغ و خروس جور در میامد. اولین خانه را با موافقت صاحب خانه که من قراراست جوجه کشی کنم و . . . اجاره کردیم. ولی بعدها با مخالفت همسایه ها که صدای جوجه اذیتمان می کند بعد از یکسال از آنجا خارج شدیم.

این دفعه یک خانه قدیمی گیرمان آمد که خیلی جادار و بزرگ بود. جای مخصوص برای دستگاه و جای مخصوص برای مرغ و خروس و جوجه ها . خیلی عالی بود. مشکل من از همان اول جا بود، جا برای حیواناتم، ایده های فراوانی در ذهنم داشتم ولی نبود امکانات وجا و هزینه امکان نمیداد تا ایده هایم را عملی کنم.

در این زمان بود که از جمعه بازار یک جفت مرغ و خروس مرندی جوان خرید کردم. البته مرغش اصیل بود ولی خروسش خیلی کار داشت و خیلی به زحمت احتیاج داشت. خروسی بود سیاه و حنایی رنگ ولی از لحاظ پاپری و ریش خیلی عالی بود. تخمهای حاصله از مرغ و خروس را در دستگاه جوجه کشی میگذاشتم و جوجه های مرندی رو در میاوردم.

 

دستگاه یکدانه هم رد نمیداد، من هم همچنان با دیدن پیروزی هایم قوت می گرفتم.شب و روزم شده بود مرغ مرندی!

چندین جفت از مرند و اطراف تهیه کردم تا در گله ام هم خونی ایجاد نشود. تصمیم گرفتم فقط با این نژاد کار کنم. چراکه باعث افتخار مرند و کشور عزیزمان ایران هست که نژاد به این خوبی را دوباره احیا کند. بقیه حیواناتم را فروختم از مرندی ها هم غیر اصیلها را میفروختم و اصیلها را نگه میداشتم.

بازهم از آن خانه صاحبخانه بیرونمان کرد. بهانه میاورد. بازهم مجبور شدیم یک خانه دیگر اجاره کنیم ولی چون صاحبخانه عجله میکرد نتوانستم یک خانه جادار تهیه کنم. خانه جدید فقط یک جا برای دستگاه جوجه کشی داشت و در حیاطش نیز یک قفس کوچک برای جوجه ها تا 2 ماه درست کرده بودم. مجبور شدم یک سالن با مساحت 100 مترمربع در خود مرند اجاره کنم.

واقعا هزینه های دان و گاز و برق و واکسن و وسایل و تجهیزات مرغداری، اجاره سالن بیداد میکرد. ولی همچنان با عزم راسخ با قرض و . . . پیش میرفتم.

تا اینکه شبی دزد به سالن می زند و بیست سی تا از آن اصیل اصیل ها را دزدیده و فرار می کند.صبح روز بعد که برای رسیدگی به مرغها به سالن رفتم دیدم قفل ها همه شکسته شده و یک اوضاعی درست شده که بیا و ببین. ضربه شدیدی خوردم تمام زحماتم و هزینه هایم بر باد رفته بود. به غیر از چند تا غیر اصیل و دو سه تا اصیل چیزی برایم باقی نمانده بود. دیگر خسته شده بودم .

ازخانواده ام می زدم و به آنها خرج میکردم هزاران قرض و قوله به بار آورده بودم.با خودم میگفتم اگر آن همه هزینه ای که برای این نژاد خرج کردم پس انداز میکردم، هم اکنون من نیز برای خود خانه ای داشتم!

هزینه های اجاره و هزینه های دیگر امانم را بریده بود ،دزد هم که زهر روی زخمم زده بود.  تنها پشتیبانم همسرم بود، حتی فامیلهایم نیز این کارم را به تمسخر گرفته بودند.

 



در این زمانها بود که دکتر کیا انصاری که در آن زمان برای ارشدشان پایان نامه می نوشتند با کارتهای تبلیغاتی که در چندجا پخش کرده بودم سراغم را گرفته بودند و پیشم آمدند. و یک جفت مرغ و خروس برای تحقیقاتشان از من خریداری کردند. 

ولی من اعتقاد دارم این خواست خدا بود که دکتر انصاری بعد از  چندین سال تلاش و سختی نژاد مرندی را در دایره المعارف طیور به ثبت برسانند.

در اینجا جا دارد از جناب آقای دکتر کیا انصاری تشکر فراوان نمایم که این کار بزرگ و پرزحمت را تقبل کردند و واقعا تلاش زیادی کردند و همچنین از راهنمایی های فراوانی که در این مورد به بنده ارزانی داشتند و دارند، واقعا سپاسگزارم.

 

البته بعد از آن اتفاق عظیم و پرارزش ( ثبت نژاد مرغ مرندی در دایره المعارف طیور جهان) مسئولین محترم جهاد کشاورزی از جمله مهندس رحیم زاده، مهندس خضرلو و . . .  راهنمایی و تقدیرنمودند و همیشه پشتیبان من در این حیطه میباشند. بطوریکه در برنامه ای که در فرهنگسرای شهرستان مرند به مناسبت دهه فجر از طرف جهاد کشاورزی شهرستان مرند برگزار گردید، آقای مهندس رحیم زاده این مسئله را با فرماندار و نماینده و مسئولین شهرستان مرند و بقیه عوامل شرکت کننده در این مکان در میان گذاشتند.

امید است به این مسئله به عنوان یک منبع مهم جهت موفقیت و مطرح شدن شهرستان مرند از این به بعد نیز نگریسته شود. همانگونه که نماینده محترم شهرستان مرند نیز در این مجلس فرمودند: با ورود آقای مهندس رحیم زاده در جهاد شهرستان مرند، این شهرستان شاهد موفقیتهای روزافزون گردیده است. من هم تشکر ویژه دارم خدمت جناب آقای مهندس رحیم زاده.)) 

خلاصه بعد از ماجرای دزدی بازهم مقداری پول قرض گرفتم و امنیت سالن را در هر مورد تامین کردم. چون علاقه زیادی به مرند و مرغ مرندی و احیای دوباره آن داشتم بازهم دست نکشیدم.

در منزل جوجه کشی میکردم و جوجه ها را در قفس تا دوماهگی نگه میداشتم و بعد از آن به سالن منتقل میکردم. راستی سالنی که الان مرغهایم در آنجا هستند بدون آب است. آن زمانها در سرمای زمستان و گرمای تابستان با موتور سیکلت توسط گالن آب به آنجا میبردم.

خیلی سخت و طاقت فرساست ولی بخاطر نجات یافتن این نژاد کار کمی است. دوباره از نو شروع کردم و بازهم به اطراف مرند سر زدم هرجا می شنیدم که مرغ مرندی هست با سر میرفتم تا ببینم و در صورت خوب بودن خریداری نمایم، تا خون حیواناتم تازه شوند.

کم کم تخم مرغ آنقدر زیاد شد که دستگاه کوچک 250 تایی جواب نداد. تصمیم گرفتم خودم از ضایعات (بدنه یخچال) و چندین وسیله دیگر که واقعا هزینه بر است دستگاه طراحی کنم و یک دستگاه 500 تایی درست کنم. از تبریز و نمایشگاههایی که سالانه در آنجا برگزار میشد دیدن میکردیم(باهمسرم و پسرم).

حتی یادم هست درخیابان دامپزشکی تبریز به یک فروشگاهی رفتیم که انواع و اقسام دستگاههای جوجه کشی ساخته شده در کشورهای متفاوت در آنجا بفروش میرسید. ولی هزینه هایش بسیار سرسام آور و بالا بود. یکی از دستگاههای موجود در این مغازه را پسندیده بودم، با فروشنده کلی درباره آن صحبت کردیم میخواستم در دستگاه را باز کنم و داخلش را ببینم که فروشنده نگذاشت، گفت تو میخواهی الگوبرداری کنی از دستگاههای مغازه!

هر قدم که میگذاشتم همسرم نیز پشتیبان و مشوقم بود. هروقت ناامید میشدم به من نیرو و امید میداد. هدفم را روز بروز بزرگ میکردم، هدف من صرفا تجارت نبوده و نیست بلکه قصدم جهانی و اقتصادی و صنعتی کردن این نژاد بوده وهست. ولی چون نسلش در حال منقرض شدن است نیاز به هزینه و زحمت و وقت زیادی دارد.

برای این کار پشتوانه ای قوی نیاز است و چون بنیه ام ضعیف است به تنهایی از عهده کار بر نمی آیم. بعد از ثبت جهانی این نژاد، مثل بمب منفجر شده است از همه جای ایران همه خواستار پرورش و نگهداری این نژادند.

ولی چون این نژاد مختص به مرند است چرا به صورت اصولی و صنعتی در خود شهر مرند پرورش داده نشود. درست است که من و امثال من تا یک جاهایی این کار را پیش برده ایم، ولی باید علمی کار و خالص سازی شود.

 

هم اکنون بعد از زحمات فراوان کار جوجه کشی و پرورش جوجه تا یک ماهگی را در منزل، همسرم و خواهر همسرم با هم عهده دار شده اند و واقعا تابحال زحمات فراوانی کشیده اند.

از مسئولان محترم خواهش دارم تا اینجا ما به هرگونه ای بوده پیش آوردیم ولی از این به بعد واقعا به حمایت شدید آنها نیازمندیم.ما را یاری کنند تا کمک کنیم این حیوان از بین نرود!

هم اکنون ماهانه 1 میلیون تومان صرف هزینه این نژاد می کنم خیلی سختی تحمل می کنم ولی امید به آن دارم که روزی با احیای دوباره این نژاد به طبیعت حاصل دسترنجم را ببینم.

 

 

امید است روزی بیاید که این نژاد، نژاد مرغ غالب در روستاها باشد و همه با علاقه هرچه تمام این حیوان را نگهداری کنند.

جا دارد در اینجا از آقای مهندس بهمن آغاجانی نیز تشکر کنم بخاطر همه زحماتی که در این باره می کشند. من و آقای آغاجانی درباره یک طرح در مورد مرغ مرندی باهم کار می کنیم که انشاالله در آینده نه چندان دور همه مرندیهای عزیز شاهد موفقیتمان خواهند بود.

اگر این حیوان به صورت ارگانیک پرورش داده شود بخاطر رنگ سیاهش و فعل و انفعالاتش با خورشید، هم گوشت و هم تخمش خاصیت دارویی پیدا می کند.

اگر پرورش ارگانیک باشد راندمان بالا می رود و از آنجا که این مرغ در سال حدود 220 عدد تخم می گذارد پس مقرون به صرفه است.

از این نژاد میتوان سه گونه خارج کرد (تخمی- گوشتی، زینتی).

برخی از نژادهای ماکیان از خارج کشور وارد می شوند، ولی امیدوارم روزی برسد که این نژاد را به خارج از کشور نیز صادر کنیم.

 

در حال حاضر موجودی سالن من از این قرار است: 100 عدد مرغ و خروس مرندی، 300 عدد جوجه یکروزه تا 5 ماهه مرندی.

در پایان تشکر می کنم از مسئولان و رسانه ها که کمک می کنند تا این حیوان شناسانده شود. و با تشکر فراوان از همسرم و پسر عزیزم که نبود من در خانه را تحمل می کنند

وقدردانی  فراوان از: استاد عاقلی و وب اقتصاد مرند، استاد مه پیکر، دکتر انصاری، دکتر طباطبایی ،دکتر باغبان ،الیاسی، خسروشاهی، رنجبر ،مهندس رحیم زاده، آغاجانی، پوریعقوبی، نیکسان، سلمان زاده.

منبع:وب اقتصاد مرند(با تشکر فراوان از استاد عاقلی)